کاربر مهمان می نویسد "در تاریخ هنر ایرانی – اسلامی، هیچیك از هنرها به اندازه هنرخوشنویسی مستعد پذیرش رنگ و بوی قداست نبوده است.
شاید بتوان گفت كه هم جواری این هنر با كلام وحی سبب شده تاخوشنویسی تا به این اندازه قدسی و معنوی جلوه داده شود. هنرمندان برای دستیابی به صورت متعالی درتلاش بودند و همین تلاشها سبب شد تا هنرخوشنویسی به تعبیری به یك آیین قدسی بصری درآید. كلام آسمانی توسط خوشنویس صورت زمینی میگرفت و همین ترجمان وحی سبب تعالی هنرخوشنویسی شد. در واقع خوشنویسی صورتی بود تا معانی كلام الهی جاودانه شود وهمین ارتباط بین صورت و معنا باعث شد تا خوشنویسی اگر نتواند هم سنگ معنای آسمانی باشد لااقل ظرف مناسبی باشد تا معانی عوالم باقی مظروف آن شود.
اگر كسی بخواهد خوشنویسی را از چنین منظری به نظاره نشیند به حكم عقل و فطرت باید به آغاز و پیدایی این هنر رجوع كند؛ آغازی كه مسلمانان آن را به كاتب وحی، امیرالمومنین علی(ع) نسبت میدهند. علاوه براین سرآغاز شگفت، بسیاری ازعرفا وحكما طی سالیان متمادی به شرح قداست و كرامت این هنرپرداختهاند و ازآن جاست كه خوشنویسی بیش از آنكه به چشم ممارست و تمرین هنری دیده شود، به چشم ریاضت و سیر و سلوك نگریسته میشود و خوشنویس را از آن رو هنرمند میدانند كه در فرهنگ و سنت ایرانی- اسلامی، هنرمند كسی است كه به فضل و كمال آراسته باشد.
در این مفهوم خوشنویس هنرمندی است كه با جهد و تلاش بسیار و با توشه معرفت، راه تعالی و كمال را میپیماید و هرچه فضل او افزونترباشد، خطوطی كه مینگارد از صلابت و پختگی بیشتری برخورداراست و از همین منظر خط و كتابت، محلی است برای تجلی روح هنرمند خوشنویس.
"