Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی
منو اصلی

icon_home.gif صفحه اصلی
·  فرهنگسرا
· انجمنهاي فرهنگسراي ارشاد
· گالري سايت

icon_community.gif کاربران
tree-T.gif لیست اعضا
tree-T.gif پیغام خصوصی
tree-L.gif پیامهای سریع
favoritos.gif مقالات
tree-T.gif انجمن هاي فرهنگ سرا
tree-T.gif ارسال مقالات
tree-T.gif آرشیو مطالب
tree-L.gif آرشیو ردیفی مقالات
som_downloads.gif پیوند
tree-T.gif دریافت فایل
tree-L.gif لینکستان
icon_poll.gif ضمیمه ها
tree-T.gif بهترینهای سایت
tree-T.gif نظرسنجی ها
icon_members.gif اطلاعات
tree-T.gif معرفی به دوستان
tree-T.gif آمار سایت
tree-T.gif جستجو
tree-T.gif نوشته روزانه کاربرن
tree-L.gif صفحه شخصی


وضعیت کاربران
در حال حاضر 8 مهمان و 0 کاربر در سایت حضور دارند .

خوش آمدید ، لطفا جهت عضویت در سایت فرم مخصوص عضویت را تکمیل نمائید .


مطالب تصادفي

انجمن نمايش
[ انجمن نمايش ]

·تاريخچه انجمن نمايش


لینک به سایت
لینک به سایت
فرهنگ سراي ارشاد اسلامي خرم دره


مشاهده تمام
لینکهای دوستان


دوستان

دفتر مقام معظم رهبري


عكاسي


آويني


انجمن خوشنويسان ايران


سايت عكاسي


رياست جمهوري




بهترین مطالب روز
تاکنون مطلبی به عنوان مطلب پربیننده انتخاب نشده است .

جستجو




ورود به سیستم
نام کاربری

رمز عبور

کد امنیتی: کد امنیتی
محل واردکردن کد امنیتی

چنانچه تاکنون عضو این سایت نشده اید می توانید با تکمیل فرم مخصوص عضویت به جمع کاربران این سایت بپیوندید و از امکانات مخصوص کاربران استفاده کنید .


تاريخ هنر موسيقي(سعيد مظفري)
انجمن موسيقيSAIED می نویسد "

تاريخ هنر موسيقي در ايران

 

داستان موسيقي ايران و جهان ، داستاني است پر از فراز و نشيب و در اين ميان آنچه ما را به مبدا پيدايش اين هنر نزديك مي‌كند كشف ني‌هاي استخواني مربوط به هزاره‌هاي قبل از ميلاد است كه در نوع خود ابتدايي‌ترين و اولين نمونه‌هاي سازهاي موسيقي محسوب شود، شادروان حسن مشحون معتقد است، از زماني كه بشر توانست انفعالات دروني خود را به وسيله‌ي صدا نمايش دهد و وزن را از صداهاي منظم و مختلف طبيعت به دست آورد، موسيقي را به وجود آورد زيرا جهان پر از اصوات است و عالم خلقت بر توازن و انتظام استوار است . اين پژوهش‌گر به نقل از لئوپلد دوفن مي‌نويسد: ريشه موسيقي به عهد كهن ارتباط دارد، موسيقي صوتي با سخن به وجود آمده است و در واقع همان روزي كه انسان توانست براي نخستين بار خوشي‌ها و رنج‌هاي خود را با صدا نمايش دهد، مبدا موسيقي است. آخرين پژوهش‌هاي باستان‌شناختي در محوطه‌هاي تاريخي قدمت ابزارهاي موسيقي به دست آمده از كاوش‌ها يا كشف نمادهاي موسيقي را در مجاري‌ها وسنگ‌نبشته‌ها به هزاره‌هاي قبل از ميلاد رسانده است به عنوان نمونه آلات موسيقي به دست آمده از حفاري‌هاي كمده و اور تا حدودي ريشه موسيقي آسيا را مشخص مي‌كند، در داخل آرامگاه يكي از شاهان سومري نقش برجسته‌اي است كه يك نوازنده چنگ و زني را در حال حركت نشان مي‌دهد، نمونه‌هاي اين امر در تمدن‌هاي بين‌النهرين چندان محدود نيست. در مورد ادوات موسيقي دوران هخامنشي و پيش از اسلام نيز ، از سازهايي چون نقاره، شيپور، ني، بربط، تنبك، كوس، كرناي، سرنا، دمامه، خم، جلجل و گاودمن نام برده شده است. به عنوان نمونه در شاهنامه مي‌خوانيم: خروش آمد و ناله كرناي / برفتند گردان لشكر ز جاي يا منوچهري مي‌گويد: ز فرياد خرمهره و گام دم / علي الاله بر امد ز رويينه خم در يك تجزيه و تحليلي كلي ،اطلاعاتي كه شاهنامه از ابزارهاي موسيقي دوران‌هاي تاريخي و اسلامي به ما منتقل مي‌كند به مراتب بيشتر از ساير منابع تاريخي است چرا كه فردوسي با توجه به سرايش شاهنامه در وزن حماسي در پيروزي ايرانيان سازهاي شاد و مناسب و در جنگ‌ها موسيقي عزا و سوگ‌ها را به كار مي‌برد. فردوسي درشاهنامه مطالبي را مبتني بر استناد بعضي از آلات كوبه اي در موسيقي به شهر ياران متذكر شده است چنان كه طبل را به هوشنگ، سرناي را به جمشيد و ناي سفيد

تاريخ هنر موسيقي در ايران

 

كه در نوع خود ابتدايي‌ترين و اولين نمونه‌هاي سازهاي موسيقي محسوب شود، شادروان حسنداستان موسيقي ايران و جهان ، داستاني است پر از فراز و نشيب و در اين ميان آنچه ما را به مبدا پيدايش اين هنر نزديك مي‌كند كشف ني‌هاي استخواني مربوط به هزاره‌هاي قبل از ميلاد است  مشحون معتقد است، از زماني كه بشر توانست انفعالات دروني خود را به وسيله‌ي صدا نمايش دهد و وزن را از صداهاي منظم و مختلف طبيعت به دست آورد، موسيقي را به وجود آورد زيرا جهان پر از اصوات است و عالم خلقت بر توازن و انتظام استوار است . اين پژوهش‌گر به نقل از لئوپلد دوفن مي‌نويسد: ريشه موسيقي به عهد كهن ارتباط دارد، موسيقي صوتي با سخن به وجود آمده است و در واقع همان روزي كه انسان توانست براي نخستين بار خوشي‌ها و رنج‌هاي خود را با صدا نمايش دهد، مبدا موسيقي است. آخرين پژوهش‌هاي باستان‌شناختي در محوطه‌هاي تاريخي قدمت ابزارهاي موسيقي به دست آمده از كاوش‌ها يا كشف نمادهاي موسيقي را در مجاري‌ها وسنگ‌نبشته‌ها به هزاره‌هاي قبل از ميلاد رسانده است به عنوان نمونه آلات موسيقي به دست آمده از حفاري‌هاي كمده و اور تا حدودي ريشه موسيقي آسيا را مشخص مي‌كند، در داخل آرامگاه يكي از شاهان سومري نقش برجسته‌اي است كه يك نوازنده چنگ و زني را در حال حركت نشان مي‌دهد، نمونه‌هاي اين امر در تمدن‌هاي بين‌النهرين چندان محدود نيست. در مورد ادوات موسيقي دوران هخامنشي و پيش از اسلام نيز ، از سازهايي چون نقاره، شيپور، ني، بربط، تنبك، كوس، كرناي، سرنا، دمامه، خم، جلجل و گاودمن نام برده شده است. به عنوان نمونه در شاهنامه مي‌خوانيم: خروش آمد و ناله كرناي / برفتند گردان لشكر ز جاي يا منوچهري مي‌گويد: ز فرياد خرمهره و گام دم / علي الاله بر امد ز رويينه خم در يك تجزيه و تحليلي كلي ،اطلاعاتي كه شاهنامه از ابزارهاي موسيقي دوران‌هاي تاريخي و اسلامي به ما منتقل مي‌كند به مراتب بيشتر از ساير منابع تاريخي است چرا كه فردوسي با توجه به سرايش شاهنامه در وزن حماسي در پيروزي ايرانيان سازهاي شاد و مناسب و در جنگ‌ها موسيقي عزا و سوگ‌ها را به كار مي‌برد. فردوسي درشاهنامه مطالبي را مبتني بر استناد بعضي از آلات كوبه اي در موسيقي به شهر ياران متذكر شده است چنان كه طبل را به هوشنگ، سرناي را به جمشيد و ناي سفيد را به منوچهر انتساب داده است . در متون تاريخي از باربد و نكيسا به عنوان خوانندگان و موسيقيدانان دوره‌هاي تاريخي نام برده شده است. نظامي گنجوي در همين زمينه مي‌سرايد: سعادت چون گلي پرورد خواهد / به بار آيد پس آن گه مرد خواهد نواي باربد لحن نكيسا / جبين زهره را كرده زمين سا و يا حافظ مي‌سرايد: مغني نوايي به گلبانگ رود / بگوي و بزن خسرواني سرود روان بزرگان ز خود ياد كن / ز پرويز و از باربد ياد كن فردوسي نيز در اشعار خود از ابزارهاي موسيقي به اين نام‌ها ياد كرده است: نبيره بر آمد به هر دو سراي / جهان پر شد از ناله كرناي برآمد دم ناي و آواز كوس / همي آسمان بر زمين داد بوس ز آواز شيپور و زخم دراي / همي كوه را دل برآمد زجاي ابن خلدون نيز پيرامون اهميت دادن سلسله‌هاي تاريخي ايران به موسيقي مي‌نويسد: موسيقي نزد ايرانيان پيش از اسلام مطلوب و محبوب بود و رواج بسيار داشت. پادشاهان توجه و علاقه‌ي زيادي به اهل موسيقي مبذول مي‌نمودند و خنياگران و موسيقيدانان را در دربار سلاطين ايران منزلت و مقامي بس ارجمند بوده است . به هر حال مدارك موجود نشانگر آن هستند كه مسلمين وارث هنرهاي ايراني و حتي ديگر سرزمين‌هاي متعرفه گشتند و به مرور از اين هنرها تاثيراتي را پذيرا شدند. از ميان موسيقيدانان عصر اسلامي مي‌توان به ابوعثمان سعيدبن مسجح، عبدالله بن سريج، مسلم بن محرز و يونس كاتب، بردان، عقيله، معبد، مالك و ابوكامل عبادل را نام برد. جرجي زيدان ،نويسنده مسيحي معتقد است: عرب‌ها پس از ظهور اسلام و آميزش با ايرانيان و روميان چيزهايي از موسيقي آنان آموختند و اين اقتباس كه محتاج به تجربه نبود زودتر از ساير اقتباس‌هاي علمي، عملي شد و اول كسي كه به اين كار دست زد يك زر خريد مكي بود كه سعيد بن مسجح نام داشت سعيد آواز نيكو مي‌خواند و علاقمند به موسيقي بود. بررسي اسناد تاريخي نشان مي‌دهند كه بعد از اسلام موسيقي ايراني دچار تغيير و تحولاتي شد. بهمن مه آبادي در همين زمينه مي‌نويسد: عدم پردازش به مباني علمي موسيقي كه به وسيله فيلسوفان اسلامي و ايراني طرح و بررسي شده و پيشنهاد گرديده موسيقي ايراني را دچار ركود و عقب ماندگي غير قابل جبراني ساخت كه تا به امروز ادامه دارد، صورت پاك موسيقي ايران در دست اربابان مستبد و مطربان درباري و دوره‌گرد به سطح يك جريان مبتذل تبديل شد و دچار يكنواختي و كسالت گرديد در حالي كه شعر، خود را از اين بلا رهانيد و در راه اعتلاي خويش آنقدر اوج گرفت كه امروزه ايران يكي از بزرگترين و اولين كشورهاي دارنده‌ي ادبيات كهن و غني در جهان به شمار مي‌آيد. بايستي توجه داشت موسيقي ايراني به خصوص در ابعاد آئيني قصه‌اي است از راهي نوين كه زيستن شرقي را معنا مي‌دهد و در حقيقت باز نماي وحدانيت و تقدس محسوب مي‌شود، طوري كه با گذشت سالهاي متمادي برخي از عرفا بدون وضو دست به‌آلات سماع نمي‌زنند و اين همان چيزي است كه مولانا به زيبايي آن را اين گونه بيان مي‌كند. بشنو از ني چون حكايت مي‌كند / از جدايي‌ها شكايت مي‌كند كز نيستان تا مرا ببريده‌اند / از نفيرم مرد و زن ناليده‌اند سينه خواهم شرحه شرحه از فراق / تا بگويم شرح درد و اشتياق از مهمترين ترانه‌ها و سروده‌هاي آئيني مسلمانان مرثيه و نوحه ‌سرايي براي سالار شهيدان است كه سابقه‌ي آن به دوران آل بويه باز مي‌گردد. در ميان شاعران و مداحان اين مرثيه‌ها خوانندگان و موسيقيدانان بزرگي ظهور كرده‌اند. به گزارش گروه تحقيق هنري ايسنا،معروف‌ترين مرثيه‌ساز قديم محتشم كاشاني است كه دوازده بند او در مرثيه‌ي شهداي كربلا بسيار مشهود است اين ترجيح بند با اين بيت آغاز مي‌شود: باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است/ باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است از ديگر موسيقي‌هاي سنتي وآئيني باز مانده از موسيقي گذشته مي‌توان به سبك اين هنر در استان‌هاي مختلف كشور اشاره كرد، به عنوان نمونه كردستان را بايد مهد موسيقي ايران قلمداد كرد،‌ زيرا موسيقي كردي با موسيقي‌هاي باستاني ايران نسبتي تمام و كمال دارد. در ميان انواع بي‌نظير موسيقي كردي ”هوره” و ”شمشال” از همه قديمي‌ترند. از بخش‌هاي مختلف موسيقي كردستان مي‌توان موسيقي مقامي، آوازي، مذهبي و حماسي را نام برد. استان گيلان نيز يكي از غني ترين گنجينه‌هاي فرهنگ موسيقي را داراست. اين گنجينه‌ي غني به گفته‌ي دكتر اميراشرف آريانپور بر خلاف بسياري از مناطق ايراني از وحدت سبك برخوردار نيست به اين معنا كه نقاط مختلف گيلان چه از نظر تنوع آوازها و چه از لحاظ خصوصيات ملودي و ريتم از سبك‌هاي مختلفي برخوردارند. خره، كشتي مقام، عروس بران، وزرا جنگ و پهلوي خواني از نمونه موسيقي‌هاي بومي و آوازهاي محلي گيلان به شمار مي آيند . در آذربايجان نيز موسيقي جزئي از فرهنگ زنده مردم محسوب مي‌شود. دراين ميان موسيقي مردمي شناخته شده عاشيق لر -عاشق‌ها- كه با سرشت بومي مردم آذربايجان‌ آميخته است از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است. پيشينه اين موسيقي كم و بيش روشن بوده و امروزه نيز در برگزاري مراسم و آئين‌هاي سنتي نقشي فراموش ناشدني دارد. و سخن آخر اين است كه موسيقي ملي ايران راهي به درازاي تاريخ پيموده تا به دست ما رسيده است چه در دوره خلفاي عباسي كه در استان‌ها و مناطق دور دست به حيات خود ادامه مي‌داد كه با عدم نگارش كتاب‌هاي موسيقي اين هنر ملي رو به افول نهاد. ولي به هر حال دوره‌ي اوج شكوفايي اين هنر را مي‌توان در دوره ساسانيان جستجو كرد، در زماني كه باربد قطعه‌ي هفت خسرواني را ساخته بود و به قول نظامي: درآمد باربد چون بلبل مست / گرفته بربطي چون آب در دست ز صد دستان كه او را بود در ساز / گزيده كرد سي لحن خوش آواز چو ياد از گنج باد آورد راندي / زهر بادي لبش گنجي نشاندي

نقوش و حجاري ها و نگـارگـري هاي به جاي مانده از دوران باستان تا زمان اسلام نشان دهـنده عـلاقه و ذوق ايرانيان به هـنر موسيقي مي باشد. در دوران پس از اسلام موسيقي به دليل مخالفت ها، شکوفايي دوران پـيشين خود را از دست داد. ولي به هـر حال به حيات خود ادامه داد.  اين استمرار را مي توان در زمان صفويه در بناي کاخ چهـلستون و اتاق موسيقي کاخ عالي قاپو مشاهـده کرد.

موسيقي ملي ايران، مجـموعه اي است از نواهـا و آهـنگ هايي که در طول قـرن هـا، در اين سرزمين به وجود آمده و پـا به پاي ساير مظاهـر زندگي مردم ايران تحول وتکامل يافتـه، و بازتابي از خصوصيات اخلاقي، وقايع سياسي، اجـتماعـي و جـغـرافـيايي ملتي است که تاريخـش به زمان هاي بسيار دور مي رسد. ظرافت و حالت تعـمق ويـژه موسيقي ايراني انسان را به تـفـکر و تعـقل و رسيدن به جـهـاني غـير مادي رهـنمون مي سازد.

موسيقي ملي ايران، که مبـنا و سابقه اي بسيار کـهـن دارد، شامل شاخه هاي مختـلفي به شرح زير است:

1 - قـبل از اسلام:  موسيقي هاي اقوام کهـن ايران شامل : بـخـتـيـاري، کردي، لري و .....

2 - بعـد از اسلام:

الف - موسيقي مقامي ( حماسي، تعـزيه، عـزا )

ب - رديفـي ( دستگـاه هاي موسيقي سنـتي )

در دوره حاضر اين تـقـسيم بـندي به شرح زير است:

1 - قـبل از اسلام

2 - بعـد از اسلام

3 - موسيقي هاي محـلي ايران و نغـمه هاي سنـتي ( ملودي هاي دو گـروه قـبل ) و تـنـظيم و تهـيه کلاسيک آنهـا.

طبق روش طبقه بـندي جـديد در آواز و مقامات، که از حدود صد سال پـيش برقـرار شده، آواز و موسيقي سنـتي ايران را در دوازده مجـموعه قرار داده اند.

از دوازده مجـموعـه تـقـسيم بـندي شده، هـفت مجموعـه که وسعـت و استـقـلال بـيـشـتري داشتـه اند، دستگـاه ناميده شده و پـنج مجموعـه ديگـر را که مستـقل نـبوده و از دستگـاهـهاي مزبور منشعـب شده اند، آواز ناميده اند.

بنا براين موسيقي سـنتي امروز ايران، که باقي مانده مقامات دوازده گـانه قـديم است، قـبلا مفـصل تر بوده و امروز جـزئي از آن در دستـرس است.

بر هـفت دستگـاه اصلي و پـنج آواز، تعـدادي گوشه استواري و الگـوي نوازندگـان و خوانـندگـان امروزي است.

شمار اين گـوشه ها را 228 ذکـر کرده اند، رديف هاي مخـتـلف و مشهـور استادان موسيقي سنـتي صد ساله اخـير مانـند آقا حسيـنـقـلي، ميرزا عـبدالله، درويش خان و صـبا نـيـز از هـمين نـظم پـيـروي مي کـند.

اسامي دستگـاه ها و آوازهـا در موسيقي سنـتي ايران :

نام هـفت دستـگـاه اصلي عـبارت است از شور، ماهـور، هـمايون، سه گـاه، چـهـارگـاه، نوا و راست پـنجـگـاه؛ نام پـنج آواز بدين شرح است: بيات  اصفـهـان، ابوعـطا، بـيات ترک، افـشاري و دشتـي.

اجـراي دستـگـاه و آواز:

براي اجراي يک دستگـاه با يک آواز تـرتـيـبي را بايد رعـايت کرد که معـمولا اين چـنـيـن است:

درآمد، آواز، تصنـيف و رنگ، از زمان مرحوم درويش خان و به ابـتکـاري وي پـيش درآمد و چـهار مضراب نيـز به اين سلسله مراتـب اضافه شده است.

ترانه هاي فـولکـوريک ايران:

  زنده ياد خالـقي، در اينباره چـنـين مي نويـسد: يکي از منابع ارزشمند موسيقي هـر کشور آهـنگ هـا و نغـمات و ترانه هايي است که در نقاط مختـلف آن مملکـت، خاصه در دهـات و قصبات دور از شهـر به وسيله ي مردم بومي و روستايي خوانده مي شود و چون اين نوع موسيقي کـمتـر تحـت تاثـير افـکار مردم شهـر نـشـين واقع شده، طبـيعي تر و به موسيقي حقيقي و اصيل و قديمي آن کشور نزديکـتر است؛ جمع آوري آنهـا عـلاوه بر اينکـه باعـث حـفـظ و نگـهـداري آنهـا است، کمکي هـم به تحـقـيق درباره مخـتصات آن مـمـلکـت مي کـند، و چـگـونگي و کـيفـيت آن را معـلوم مي نمايد.

چـون در ايران اقوام مخـتـلفي ساکـنـند که از نظر فرهـنگ و قـومي تـفاوت هاي بـسياري با يکـديگـر دارند، بنابراين موسيقي فولکوريک ايران داراي خصوصيات بسيار متـنوعي از نظر طرز بـيان و لحـن موسيقي است. مثـلا موسيقي آذربايجـاني، گـيلاني، خراساني، بـخـتـياري، کردي، شـيرازي و بلوچي نـه تـنـها ملودي هـا، که در گـويش نـيز با يکـديگـر بـسيار متـفاوتـند، از نظر فرم موسيقي مي توان از دو نوع موسيقي بومي در ايران نام برد:

1 - تـرانه هاي بومي آوازي که به طور انـفرادي يا جمعـي خوانده مي شود.

2 - رقص هاي محلي سازي که با سازهـاي محلي به اجرا در مي آيد.

ترانه هاي محلي ايراني از نظر ملودي بـسيار غـني و پـر مايه است که از اين نـظر يـکي از غـني ترين، زيـبا ترين و متـنوع ترين تـرانه هاي فـولکوريک دنـيا هـستـند. اين ترانه ها که نشانه ي طرز فکر و تـمدن و فرهـنگ کـشور هـستـند، سينه به سينه نقـل شده و از نسلي به نسل ديگر مي رسد و آيينه تمام نماي افکـار و انديشه هاي مردمي اند که خود خالق و آفـريـنـنده آن بـشمار مي رونـد. اين تـرانه ها از وضع اجـتماع، طرز فکر، نوع زندگي و طبـيعـت که در سرزميـن ايران وجود دارد، يکي از غـني ترين منابع فـرهـنگي ايران به شمار مي آيـند. اين تـرانه ها نمايانـنده ي ملت و گـذشته ايران هـستـند و مي توانـند بهـترين الهام بخـش موسيقيدانان در پـديد آمدن آثار موسيقي عـلمي قرار گـيرند.

نمونه هايي از موسيقي فـولکوريک ايران :

موسيقي بـخـتـياري، لرستان و فارس
موسيقي گـيلان و تالش
موسيقي کردستان
موسيقي سواحل جنوب ايران
موسيقي سيستان و بلوچستان
موسيقي خراسان
موسيقي ترکمن
موسيقي آذربايجان

موسيقي سازي :

موسيقي ايراني از زمان هاي بسيار قديم عـمدتا با ساز و آواز توام بوده است و در کـتب تاريخي نيز هـرگـاه به موسيقي اشاره شده بـيـشتر نام الحان و ترانه ها بر جاي مانده است. ولي شکي نيست که موسيقي سازي نيز داراي اهـميت بوده است.

در حدود صد سال قـبل موسيقي سازي به تـدريج راهـي مشخص در پـيش گـرفـت، و در اين رشته نوازندگـان و آهـنگـسازاني به وجود آمده و نوآوري هايي در اين زمينه انجام دادند.  به طور کلي موسيقي سازي ايراني داراي دو بخش اساسي است:

الف - تکـنوازي که بر پايه موسيقي سنـتي و بداهـه نوازي قـرار دارد.

ب - هـمنوازي که بر پـايه کارهـاي جمعـي اعـم از گـروه هـاي کوچک يا بـزرگ يک صدايي و يا چـند صدايي استوار است.

تکـنوازي :

تکـنوازي در موسيقي مشرق زمين از اعـتبار و اهـميت فراواني برخوردار است. به تعـبـيري مي توان آن را مربوط به فـلسفه و عـرفان شرق و ايجاد ارتـباط معـنوي با عالم بالا دانست. چـرا که نوازنده ي شرق با ساز و موسيقي خود به نوعي عبادت خصوصاً در کـنج خلوت و تـنهـايي خود مي پـردازد.

هـمنوازي :

از دوره ي ناصرالدين شاه قاجار کار گـروه نوازي چـه در زمينه موسيقي و سازهاي سنتي و چه با رعايت اصول و قواعـد موسيقي ارکستر غربي که به وسيله مسيو لومر ( معـلم موسيقي فرانسوي که براي تـدريس در دارالفـنون آن زمان و رشتـه موسيقي نظام به ايران دعـوت شده بود) در قالب موسيقي نظام و سازهاي غـربي به ايران آورده شد، بـيشتر معـمول گـرديد.  بعـدهـا کم کم کار گـروهي رونق بـيـشتري گـرفت، و با اضافه شدن سازهاي غـربي به جـمع سازهاي ايراني و اجراي قطعـات ايراني بر روي آنهـا با فـرم تازه معـمول شد.

ايرانيان در مقاطع مختـلف تاريخي از آلات متعـدد موسيقي، به ويژه قـديمي ترين آنهـا يعـني ني و دايره استـفاده مي نمودند. انواع آلات موسيقي که مورد استـفاده قـرار مي گـرفته و هـنوز هـم در گـوشه و کـنار اين کشور پـهـناور استـفاده مي شود به هـمراه يک تـقـسيم بـندي کـلي به اين شرح است:

سازهاي بادي مانند ني ، سرنا ، كرنا ، بالابان

 سازهاي زهي مضرابي مانند تار ، سه تار ، تنبور ، رباب

سازهاي كششي مانند كمانچه ، قيچك

سازهاي كوبه اي مانند تنبك ، دف ، دايره، دهل ، طبل

  سازهای مضرابی زهی ، کوبه ای مانند سنتور

 

"
ارسال شده در مورخه : شنبه، 14 بهمن، 1385 توسط admin1

 
پیوندهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد انجمن موسيقي
· سایر مطالب نوشته شده توسط admin1


پربازدیدترین مطلب در زمینه انجمن موسيقي:
استاد كيوان ساكت (سعيد مظفري)



امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد



انتخاب ها

 چاپ این مطلب چاپ این مطلب



موضوعات مرتبط

انجمن موسيقي

"تاريخ هنر موسيقي(سعيد مظفري)" | ورورد به سیستم / عضویت در سایت | 0 نظر شما چیست؟
این سایت در قبال مطالب طرح شده توسط کاربران هیچگونه مسئولیتی ندارد .
مسئولیت مطالب و نظرات ارائه شده بر عهده کاربر ارائه کننده مطلب می باشد .

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .

تمامي حقوق مادي و معنوي اين سايت متعلق به فرهنگسراي ارشاد اسلامي خرم دره مي باشد .


استفاده از تصاوير و مطالب اين سايت با ذكر منبع بلامانع مي باشد .
PHP-Nuke © 2004 by Francisco Burzi
INP-Nuke Copyright © 2005-2006 IranNuke Portal

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.05 ثانیه