کاربر مهمان می نویسد "نمی خواهیم در مورد شعر صحبت کنیم ، نمی خواهیم تاریخ ادبیات را مرور کنیم ، نمی خواهیم سبک های مختلف ادبی را بررسی کنیم ، نمی خواهیم از جنگ ها و صلح های شعر قدیم یا جدید حرفی بزنیم ، نمی خواهیم نقطه ی پیدایش شعر نیمایی ، سپید ، طرح و دیگر قالب هاش شعر ی جدید را مورد بررسی قرار دهیم که اگر بخواهیم سخن به درازا خواهد کشید .
در این مجال می خواهیم جایگاه واقعی شعری شهرمان را مورد برسی قرار دهیم و فعالیت های شاعران شهر خرم دره را با مختصر اطلاعاتی که داریم بیان کنیم و نمونه ای از اشعار ناب این عزیزان را شاهد مثال گفته های نا چیزمان گردانیم ، باشد که مورد توجه و تفقد قرار گیرد . قبلا از عزیزانی که ممکن است اشعار ایشان در این نوشته حقیر از قلم افتاده باشد یا قصور ی شده باشد صمیمانه طلب عفو و بخشش می نمایم . چرا که اگر بخواهیم از اشعار همه شاعران عزیز که می شناسیم نمونه بیاوریم تذکره ای بزرگ خواهیم ساخت که این حقیر را توان آن نیست .
فعالیت شاعران این مرزو بوم تاریخ شروعی ندارد ، چرا که معتقدیم از زمانی که انسانها توانسته اند فکر کنند توانسته اند بیان اندیشه نمایند و شهر ما و مردم ما نیز از این قاعده مستثنی نیستند . لکن چون تذکره نویسی نداشتیم نامی هم نداریم و شاید هم داریم و ما نمی دانیم . مگر متاخرانی که نام و آوازشان در بعضی کتب تاریخی و ادبی باقی است .
اولین شاعری که نامی از آن در کتاب ها باقی مانده «حسنعلی کلانتری» است که در کتاب تاریخ زنجان و شاعران و مشاهیر آن نامی از او برده شده است و اشعاری نیز به ایشان نسبت داده اند . امید بر این است که نام و یاد شاعران امروزی در صفحات تاریخ آینده جلوه نمایی کند تا آیندگان بتوانند آنها را از مفاخر خود بدانند امروزه یکی از خصلت های که در مرز و بوم ما رایج است این است که وقتی می خواهند در مورد قومی بنویسند و یا منطقه و جایی را از لحاظ فرهنگی مورد بررسی قرار دهند انگشت به گذشته می گذارند که چه داشت و چه نداشت و اگر داشت پس فلان است و بهمان است و اگر نداشت پس ... ولی مسئله فرهنگ و هنر و مسائلی از این دست که همیشه در تقابل با فرهنگ های دیگر است و از آنها تاثیر می پذیرد از این قائده پیروی نمی کند . ما نمی توانیم بگوئیم که ملت ما همان است که در زمان مثلا ساسانیان بود و تمام گذشته درخشان زمان هخامنشیان را کاملا داراست ما همانیم که امروز نشان می دهیم ، نه آنیم که دیروز بوده ایم .
ما نمی توانیم بگوییم چون یک زمان دارای فرهنگ درخشانی بوده ایم و امروزه هم دارای همان فرهنگ هستیم اما می توانیم بگویم پیشینه ی فرهنگی درخشانی داریم . طرز بیان ما ، طرز لباس ما ، طرز خانه سازی ما ، طرز برخورد مان با دیگران طرز حرف زدن ما حتی قیافه و تیپ ما ، همه عوض شده اند . باید این را بپذیریم که ما در حال زندگی می کنیم ، همراه با کشور ها و ملت ها و فرهنگ ها ی دیگر ، باید بتوانیم با این روش زندگی کنار بیاییم و خود را با آن وفق دهیم و بر آن تاثیر بگذاریم . به این دلیل نباید به این مسئله زیاد اهمیت داده شود که آیا در گذشته ی منطقه شاعری بوده است یا نه . آیا در گذشته دانشمندی داشته است یا نه . البته منکر این هم نیستیم که داشتن چنین اشخاصی برای مناطق مختلف افتخار محسوب نمی شود بلکه معتقدیم افتخار شخصیت ها منطقه ای نیست بلکه افتخارش مال کل مردم است نه خاص یک ناحیه و منطقه ای خاص .
اما شعر خرم دره منهای گذشته خود بسیار بارور و بسیار غنی است شاعران امروز این مرز و بوم گویی میراث حقیقی شعر افتخار آمیز گذشته این کشورند کشوری که آن را با شعرش می شناسند ، با سعدیش ، با حافظش ، با فردوسیش و با دیگرانی که برای ایران افتخار آفریده اند . شعری پویا ، ریشه دار و غنی از مفاهیم احساسات عواطف با خیال پردازیهای جالب توجه با پشتوانه قوی از تاثیرات کلامی قالبی از متقدمان و متاخران این سامان اما نه این که این تاثیرات رنگ و تقلید داشته باشند بلکه هر کدام شیوه ای جدید و طرحی تازه و لباسی جدید در بر کرده اند که مثالش را کمتر می بینیم حال این اشعار چه در قالب های کهن سروده شده باشند و چه در قوالب جدید .
به طور کل شاعران شهر را به دو دسته می توان تقسیم کرد : الف) شاعرانی که در حوزه شعر قدیم فعالیت می نمایند. ب) شاعرانی که به شعر جدید علاقمندند و فعالیت می نمایند .
الف : شاعرانی که در حوزه شعر قدیم فعالیت می نمایند : بیشتر عزیزانی که در این حوزه به ارائه شعر پرداخته اند و می پردازند پیش کسوتان شعر خرم دره نیز محسوب می شوند و حضور ایشان در عرصه شعر و ادب غنیمتی محسوب شده و باعث دل گرمی جوانترها می شود و مشوق اصلی هنرمندان و شاعران جوان این شهر می باشند از آن جمله می توان از آقای حمزه علی عزیزی ، آقای اسرافیل اسدی صاحب کتاب «خرم دره نغمه لری» ، خانم کبری اسدی نیازی شاعر اشعار کتاب «بوسه مهتاب» ، علی اصغر اکبری و غیره نام برد که نمونه ای از اشعار ایشان را می خوانیم .
به تنت عطر گل ای مونس جان نیست که هست
بر دل عاشق من سر نهان نیست که هست
تو پریچهره به من لطف نداری ؟ داری ؟
بر وجود من از این شبه گمان نیست که هست ...
حمزه علی عزیزی
خسته گان عشق را ایام درمان خواهد آمد
طوطی شکر شکن سوي گلستان خواهد آمد
از دی و بهمن مپرس و از زمستان در گذر
چون زمستان بگذرد ای دل بهاران خواهد آمد
چون کویر تشنه ای در انتظار قطره ایم
بر مشام قلب ما هم بوی باران خواهد آمد
اسرافیل اسدی
لعل سرخ هنرم قدر مرا بشناسید
قدر یکدانه گهر بهر خدا بشناسید
هر خزف نیس گر که به صدف بنشیند
گر شود آینه و صیقل دریا ببیند
ای دریغا که در این دهر گهر نشناسند
بي هنر خلق زمان قدر هنر نشناسند
از دلم چشمه جوشان هنر می جوشد
عالمی تشنه واین خاک مرا می نوشد
خانم کبری اسدی نیازی
فرش اثر معجزه آسای ما
منظره ی خانه ی شاه و گدا
این که در او نقش و نگار آرزوست
دست هنرمند پیش جستجوست
هر گره و شانه در او منظره
می کند عرضه ز در و پنجره ...
علی اصغر اکبری
"