سعيد مظفري می نویسد "موسيقي آذربايجان وجه تمايز مهمي با ساير موسيقيها دارد و آن جنبهي بديههنوازي و بديههخواني آن است اين امر به هنرمند اجازه ميدهد نيروي خلاقيت و قوهي خيال خويش را به كار اندازد و ضمن اجراي آهنگ در چهارچوب اسلوب همان دستگاه، مايهي موسيقي را تغيير دهد. گفتني است؛ موسيقي آذربايجان به پنج دستهي عاشيقها، ترانهي ملي و مقامي، موسيقي عزا و مذهبي، موسيقي كار و تلاش روزانه و موسيقي عروسي و پايكوبي تقسيم شده است. لازم به ذكر است؛ عاشيقهاي آذربايجان مالك گنجينهي عظيم هنر و ادبيات تاريخي مردمان اين سرزمين هستند و سرودهاي استادانه ي خود را با ايدههاي بشر دوستانه و حفظ سنن و هنر عاشيقي در ميان مردم رواج ميدهند. در گذشته به اين هنرمندان «اوزان»، «وارساق» و «يانشاق» ميگفتند و عبارتند از: دده يار - قرن دهم هجري قمري، توراب دده - قرن دوازدهم هجري قمري، دده قاسم - قرن سيزدهم هجري قمري كه مشهورتر از همه دده قور قود - اولين عاشيق تاريخ آذربايجان ميباشد. همچنين در ترانهي ملي و مقامي هنرمند به وصف سرزمين مادري، دلاوران و قهرمانان آن ميپردازد. گفتني است؛ موسيقي عزا و مذهبي در مراسم عزاداري و تدفين متوفي اجرا ميشود و اشعاري كه در اين مراسم خوانده ميشود «آغي» نام دارد. لازم به ذكر است؛ موسيقي كار و تلاش روزانه بيشتر به هنگام كاشت و برداشت محصول و توسط كشاورزان اجرا ميشود. همچنين موسيقي عروسي و پايكوبي نوع ديگري از موسيقي آذربايجان است كه در مراسم عروسي همراه با خواندن سرودها و تصنيفهاي مختلف همراه است. اين تصنيفهاي زيبا و تغزلي و حتي طنزآلود، در واقع زينت بخش مجالس
موسيقي آذربايجان وجه تمايز مهمي با ساير موسيقيها دارد و آن جنبهي بديههنوازي و بديههخواني آن است اين امر به هنرمند اجازه ميدهد نيروي خلاقيت و قوهي خيال خويش را به كار اندازد و ضمن اجراي آهنگ در چهارچوب اسلوب همان دستگاه، مايهي موسيقي را تغيير دهد. گفتني است؛ موسيقي آذربايجان به پنج دستهي عاشيقها، ترانهي ملي و مقامي، موسيقي عزا و مذهبي، موسيقي كار و تلاش روزانه و موسيقي عروسي و پايكوبي تقسيم شده است. لازم به ذكر است؛ عاشيقهاي آذربايجان مالك گنجينهي عظيم هنر و ادبيات تاريخي مردمان اين سرزمين هستند و سرودهاي استادانه ي خود را با ايدههاي بشر دوستانه و حفظ سنن و هنر عاشيقي در ميان مردم رواج ميدهند. در گذشته به اين هنرمندان «اوزان»، «وارساق» و «يانشاق» ميگفتند و عبارتند از: دده يار - قرن دهم هجري قمري، توراب دده - قرن دوازدهم هجري قمري، دده قاسم - قرن سيزدهم هجري قمري كه مشهورتر از همه دده قور قود - اولين عاشيق تاريخ آذربايجان ميباشد. همچنين در ترانهي ملي و مقامي هنرمند به وصف سرزمين مادري، دلاوران و قهرمانان آن ميپردازد. گفتني است؛ موسيقي عزا و مذهبي در مراسم عزاداري و تدفين متوفي اجرا ميشود و اشعاري كه در اين مراسم خوانده ميشود «آغي» نام دارد. لازم به ذكر است؛ موسيقي كار و تلاش روزانه بيشتر به هنگام كاشت و برداشت محصول و توسط كشاورزان اجرا ميشود. همچنين موسيقي عروسي و پايكوبي نوع ديگري از موسيقي آذربايجان است كه در مراسم عروسي همراه با خواندن سرودها و تصنيفهاي مختلف همراه است. اين تصنيفهاي زيبا و تغزلي و حتي طنزآلود، در واقع زينت بخش مجالس عروسي هستند و به همراه موسيقي و رقص اجرا ميشوند و هر يك از مراحل مراسم عروسي از جمله خواستگاري، نامزدي، حنابندان و غيره براي خود سرودها و آوازهاي خاصي دارد. همچنين علاوه بر اين، استان آذربايجان غربي به دليل تنوع و تركيب قومي خود داراي انواع موسيقي بومي نيز است واقوام ساكن در اين منطقه هر يك با توجه به خصوصيات قومي و رفتارهاي فرهنگي خود، داراي موسيقي خاص خود هستند
موسيقي در آذربايجان جزئي از فرهنگ زنده مردم محسوب ميشود و در اين ميان ساز و آواز عاشيق با سرشت بومي آذرها آميخته شده و از جايگاه ويژهاي در ميان ساكنان سرزمين آذربايجان برخوردار است در ايام گذشته تا زماني كه به دوره اشكانيان باز ميگردد، گروههايي بودهاند كه تاريخ فراز و نشيبهاي اجتماعي را در قالب سرودها و داستانها در بزمها و گردهماييها براي مردم باز ميخواندهاند. اين افراد گوسانها و خنياگران ناميده ميشدند. عاشيقهاي باتجربه و تواناي آذربايجان نيز به هنگام خواندن ترانههاي بومي با چيرهدستي به نواختن ساز ميپرداختند و شورانگيزترين گونههاي ”هاوا” را برگزار ميكرده و به بيان منظوم حماسههاي پرشور و داستانهاي بومي ميپرداختند. عاشيقها هنرمنداني هستند كه از ميان مردم برخاسته و با هنر اصيل و نواي دلنشين ساز خود همراه با ترانههاي دلپذير و متناسب با شرايط مراسم در مجالس عروسي و قهوهخانهها به ترنم در ميآيند. عاشيقهاي معاصر آذربايجان مالك گنجينه عظيم هنر و ادبيات تاريخي نياكان خويشند. آنان سرودههاي استادانه و زيباي خود را با احساس ناب و انساني و حفظ امانت هنر عاشيقي در ميان مردم رواج ميدهند. در آذربايجان كمتر دهكدهاي را ميتوان يافت كه جشنها و عروسيهايشان بدون عاشيق برگزار شود. حتي در مناطقي كه عاشيق وجود ندارد ، فرسنگها راه پيموده ميشود تا يك عاشيق به جشن دعوت شده و مجلس را با سخنان حكمت آميز ترانهها و منظومههاي دلنشين خود گرمي و شور بخشد. عاشيق آذري ساز مينوازد و ساز آلتي شبيه تار است مركب از 9 سيم كه بر سينه پردرد خود مينهد و آنچه در درون دارد در قالب انگشتان سراسر هنر و ظرافت خود به روي ساز گذاشته و تقديم شنونده ميكند. نام قديمي اين آلت موسيقي "قوپوز" بود. اغلب اوقات يك يا دو ”بالابانچي” و ”قاوالچي” عاشيقها را همراهي ميكنند. گاهي نيز چند دسته عاشيق يكجا ظاهر ميشوند و هنرنمايي ميكنند. عاشيق آذري هنرمند مردمي است و بايد در چندين هنر مهارت داشته باشد؛ او هم شاعر است، هم آهنگساز، هم خواننده و هم نوازنده، هم هنرپيشه و هم داستانسرا، به عبارت ديگر عاشيق در تمامي عرصهها خلاق است و هنرمندي است كه اين همه را با انگشتان ماهر و صداي دلنوازش اجرا ميكند.
منبع : ايسنا
"