کاربر مهمان می نویسد "تصوير سازی
در اکثر زبان های غربی مصور کردن را " ايلوستراليون " می گويند که به زبان ما می توان تصويرگری و
تصويرسازی و هنرمندش را " تصويرگر " ناميد . کار تصويرسازی عبارت از تجسم تصوير يک موضوع برای
نمايش بهتر فضای مطلب و در نهايت درک بهتر آن است . تصويرسازی و مصور کردن شما با ابزار طراحی و
نقاشی انجام نمی گيرد . بلکه امروزه طراحان و تصويرگران از هر طريقی و از امکانات بيانی هنرمند تصوير
ديگری برای به تصوير کشاندن موضوع استفاده می کنند . زيرا در واقع بيان تصويری در تمام هنرها يکسان
عمل می کند، هر چند که وسايل و شيوه های اجرايی آن با هم متفاوت است و اين تفاوت های اجرايی آن
ها با هم متفاوت است و در اين تفاوتهای اجرايی فقط گاهی مرزهای ظريفی را در بيان آنها ايجاد می کند ،
و در واقع می توان گفت که اين جزئيات بيانی به سان گويش های مختلف يک زبان عمل می کنند و در
اساس با يک ديگر تفاوت ندارند .
بنابراين وقتی به حين تصويرگران نگاه می شود ( با وجود تنوع می جر تخصص ها و شيوه ها ) همه آن ها را
می توان در حيطه تصوير گری و تصويرسازی ديد . جمعی از آنها به کار تصويرسازی برای کتاب مشغول اند
"کتاب ها " : از کتب مربوط به کودکان شروع شده و به ترتيب همه سنين خوانندگان و موضوعات مورد نظر
آنها چون ادبيات ، هنر ، علوم ، فنون ختم می شود که می توان اين گوناگونی را به دو شيوه تصويرگری
يعنی تزئين کتاب و يا تصوير سازی برای متن آن تقسيم کرد . شايد به ظاهر تصوير سازی برای متن از
اهميت بيشتری برخوردار باشد اما می دانيم در هنر تصويرسازی ايرانی ، حاشيه سازی يعنی تذهيب و
تشعيدسازی ، جای بسيار والا و ارجمندی دارد . و هنرمندان برجسته ای به اين کار و ساير فنون ديگر
مربوط به آن پرداخته و آثاری نفيس و بی بديل به جای نهاده اند . با کمی دقت به موضوعات متنوع
تصويرگری که شايد شامل دهها رشته و مطلب جداگانه باشد می توان تا حدودی به اهميت و لزوم تنوع
شيوه بيان آنها پی برد که به طور مثال تفاوت در زمينه تصويرسازی برای نتن يک کتاب پزشکی با
تصويرهای فنی يک کتاب مکانيک و تصاوير يک کتاب تاريخی ، يک کتاب جغرافيا ، يک کتاب سياحت
نامه ، يک اثر ادبی ، يک کتاب آموزش دوران تعليمات مدزسه يی ، يک جزوه ورزشی ، عکاسی ، مد و لباس
، يک قصه زيبا و لطيف کودکانه ، مجموعه اشعار و ... چه اندازه بايد تفاوت داشته باشد به همان ترتيبی
که نويسنده ای مقاله يا مطلبی را با سطح و توقع خاصی برای روزنامه يا مجله تهيه می کند تصويرگری اين
مطالب نيز ه» آن شان و لحن موضوع را به خود می گيرد .
حتی هم آن طوری که شيوه و روال هر نشريه در کيفيت نگارش مطالب آن اثر می گذارد . طبيعی است که
بر شيوه طراحی و تصويرسازی آن هم تاثير گذارد . به اين معنی که مصور کردن يک نشريه روزانه با يک
نشريه هفتگی تفاوت دارد . و اگر هر کدام از اين نشريات مدعی راه و رسم خاصی نيز باشند دگرگونی های
ديگری را هم به خود می گيرد و اگر دوباره گوناگونی های موضوعی نشريات را در نظر آمديم می بينيم که
به طور مثال يک نشريه روزنامه سياسی ، يک نشريه هفتگی ورزشی ، يک مجله ادبی ، يک گاهنامه هنری
يک جزوه حقوقی يا اقتصادی ، اجتماعی يا مطلبی مخصوص جوانان ، کودکان لحن ها و شخصيتهای
متفاوت دارند . همان طور که نمی توان آن را با يک قلم و شيوه نوشت ، نبايد با يک قلم هم مصور
نمود .
تصويرسازی ايرانی اسلامی :
هنر اسلامی به يک معنا ، هنری است تجريدی ( آسبتره ) و عرفانی و جوهر آن در قرينه سازی متجلی
می گردد . تمام نظام تجريدی آن بازتابی است از محتوای عارفانه يی که بر پايه تفکر اسلامی بنا شده
و کشش های عاطفی و هيجان آميز را بدان راهی نيست . از اين جهت ، هنر اسلامی با هنر مسيحی و بودايی
متفاوت می باشد . از آن جايی که طبيعت پردازی با فلسفه و تفکر اسلامی سازگار نيست عمده هنرهای
اسلامی بيان خود را در تجريد يافته اند و همين اعتبار است که نقاشی پيوستگی محکمی با خوشنويسی و
تذهيب بدست آورده است . طی حدود ده قرن ، تهيه نسخه های خطی بخش مهمی از فعاليت خوشنويسان
و نقاشان و تذهيب کاران را در سرزمين های اسلامی تشکيل می داد . آثار باقی مانده از هنرمندان مسلمان
نشان می دهند که اينان در عرصه آرايش کتابها به مدارجی رسيده اند که هنرمندان مسيحی نتوانستند بدان
راه يابند .
با وجود برخی شباهت های ظاهری بين نسخه های خطی اسلامی و مسيحی اين دو در دو مسير جداگانه تحول
يافته اند . مهمترين تفاوت در اين بود که هنر در دنيای اسلام به معنای متداول اروپايی ، هيچ گاه مذهبی
نبود .
در نسخه های خطی قرآن مجيد ، عالی ترين خوشنويسی و تذهيب به کار می رفت ولی هيچ گاه تصويری
بدان راه نمی يافت .
شرح احوال حضرت محمد (ص ) و بزرگان اسلام به ندرت و آن هم اغلب توسط ايرانيان مصور گرديد .
متون ادبی و عرفانی بارها به تصوير درآمد . حال آنکه در سراسر دوران کتاب آرایی مسيحی ، اين نوع آثار
بسيار اندک بودند .
انجمن هنرهای تجسمی شهرستان خرم دره
"