![]() |
|
نقاشي همچون بخش طراحي اينك مي خواهيم بگوييم كه نقاشي چگونه به وجود مي آيد . وچگونه مي توان به يك اثر صريح و پخته / جاه طلبا نه ترين اصطلاح در مورد نقاشي رسيد . نقاشي درست نقطه ي مقابل طراحي و به ويژه اسكيس يا مطالعه اي في البداهه است . طراحي در واقع از تقسيم سطح كمپوزيسيون ودرنهايت از جزئيات تشكيل يافته است .طراحي چه با زغال و كرايون وچه با رنگ وقلم مواجه شده باشد در اصل قضيه فرقي نمي كند. رنگ عنصري است كه يك نقاشي از آن ساخته مي شود .ولي حتي كوچكترين لكه ي رنگي شكلي است وخود بايد به حساب آيد .خواه با طرح خطي شروع كنيد وآن را عمل بياوريد وخواه با قلم مو شروع كنيد تا به شكلي با لبه هاي خطي برسيد . در هر دو صورت با مسئله ي طراحي روبه رو هستيد همين مسئله درمواردي كه حتي سطوح رنگي درهم آميزد بازهم صدق ميكند . خط موازي هريك از رنگها حتي اگر به زحمت قابل تشخيص باشد وجود دارد . تابلوي مانه از پارلمان لندن را اگر ديده باشيد را به ياد بياوريد ، در اين تابلو به سختي ميتوان مرزي بين ساختمان و آسمان پيدا كرد ولي به رغم اين مسئله شكل ساختمان را حس ميكنيم . ميتوان طراحي بدون استفاده از رنگ را به وجود آورد ولي تابلوي رنگي را نمي توان بدون طراحي ايجاد كرد . بدون طراحي هرچه باقي مي ماند سطوح بي شكل رنگ است كه درهم دويده اند . به خاطر سپردن اين مسئله بسيار اهميت دارد ، در چند پاراگراف زير سعي ميشود آئين نامه اي روشمند كه از اعتبار جهاني جهاني برخودار است تشريح شود . در اينجا با تفاوت بين خط و رنگ آشنا ميشويم ، اين آشنائي براي كار با روشي استادانه ضروري است . دانستن جواب اين سؤال ضروري است كه چرا رنگ همواره تأثير بيشتري از خطوط سياه يا سطوح غير رنگي دارد . همواره چيزي روشن و قاطع در مورد رنگ وجود دارد . قرمر به هر حال قرمز است و نمي توان سبز يا آبي تلقي شود . تفاوت درجه ي تيره ، روشني سطوح مجاور هم باعث ميشود كه شما آزادانه هر رنگي را كه ميخواهيد تجسم كنيد . سفيدي پهنه ي آسمان را با طراحي خطي با سفيدي جاده در آن كاملا" متفاوت حس شود – با اين فرضكه طراحي عيني و غير قابل ترديد باشد . استفاده از هر رنگي به هنگام نقاشي نه تنها ميتوان بلكه بايد ايده ي خود را به زباني ساده تر از صراحي بيان كرد با شروع نقاشي در حقيقت به سمت چيزي گام برميداريم كه پس از پايان ، چيزي از فرم و رنگ ناگفته باقي نماند . اگر چيزي رنگ نشده باقي گذاشته شود – مثلا" زمينه در بعضي جاها دست نخورده باقي بماند – تابلو همواره ناتمام به نظر خواهد رسيد . در حقيقت اين ناتمام بودن جذابيت خاصي دارد كه به هيچ وجه مانع از ارائه ي آن نمي شود. از طرف ديگر طراحي خطي دور به رغم فضاهاي زيادش چيزي ناتمام به نظر ميرسد . فرض كنيد روي اين فضاها كار بيشتري انجام شود يا با رنگ پوشانده شود به خوبي ميتوان دريافت كه با اين كار نميتوان اين طراحي را كامل كرد . ميترا كلانتري |