نورعلی رفاهی طولا رود: با عکاسی در طبیعت می توان به یقین رسید که خدا چقدر زیباست و زیبایی ها را دوست دارد

نسخه چاپی اردیبهشت ۲۸, ۱۳۹۶

نورعلی رفاهی طولا رود گفت: عکاسی در طبیعت آرامش در من ایجاد می کند که شاید آن را با هیچ چیز نمی شود عوض می کرد چون می توان خدا و زیبایی هایی را حس و لمس کرد و به یقین رسید که خدا چقدر زیباست و زیبایی ها را دوست دارد.

نمایشگاه عکس « طبیعت گیلان » با آثاری از نورعلی رفاهی طولا رود  با همکاری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی رشت از ۲۳ اردیبهشت ۹۶ به مدت یک هفته  در نگارخانه مارلیک مجتمع فرهنگی و هنری خاتم الانبیاء (ص) رشت گشایش یافت ؛ فرهنگسرای مجازی رشت در حاشیه بازدید ار این نمایشگاه گفت و گوی را با نورعلی رفاهی طولا رود انجام داده است که در ادامه می خوانید:

عکاسی را از کی و کجا شروع کردید؟

عکاسی  را از دوران نوجوانی با موبایل شروع کردم و بعدها به فکر خریدن دوربین افتادم آن هم نه دوربین دیجیتال بلکه آنالوگ کانن که با مزد کار در یک لابراتوار قسطی خریدم و شروع کار عکاسی من با آن دوربین کلید خورد و در سال ۸۶ با همان دوربین آنالوگ کانن  در چند جشنواره آثار من  منتخب شد .

۱

یک عکس خوب چه ویژگی هایی دارد ؟

یک عکس خوب ویژگی های زیادی می تواند داشته باشد من خودم باورم بر این است که در مرحله اول نگاه و قاب بندی عکاس ، عکس و سوژه را می تواند به یک عکس خوب پدیدار کند و به ثبت سوژه و موقعیت محیط و شرایط خاص هم بستگی دارد نوع حرکتٰٰ؛ حس؛  نور و خیلی چیزهای دیگر می تواند دست به دست هم دهد تا عکس مورد نظر عکاس به بار بنشیند.

عکس چه تاثیری می تواند بر مخاطب داشته باشند؟

یک عکس خوب همیشه خوب خواهد ماند و مثالی در عکاسی وجود دارد که « در یک عکس هزاران کلمه نهفته است» یعنی می توان گفت مخاطب با دیدن عکس مورد نظر بتواند به راحتی با موضوع عکس ارتباط برقرا کند؛ خواه عکس یک انسان و با طبیعت و هر چیز دیگر ی باشد عکس خوب مادامی عکس خواهد بود که در نبود صاحب آثار بتواند خود عکس به مخاطب گفت و گو و حس را منتقل کند.

چطور به فکر عکاسی در طبیعت افتادید؟

به خاطر شرایط محیطی و زندگی خود در استان گیلان و شهرستان تالش و لطف و عنایت خداوند بزرگ که من را در سرزمین ایران در گوشه ای از بهشت آفرید. می توانم به جرات بگویم یکی از درهای بهشت استان گیلان است که ما بعضا قدر آن را نمی دانیم .من سفرهای زیادی رفتم و مناظر متعددی دیدم ولی تالش و ارتفاعات این دیار سرسبز را نمی توان با هیج کجا مقایسه کرد زندگی روزمره کشاورزی، دامداری، صنایع دستی و عکاسی در طبیعت آرامش در من ایجاد می کند که شاید آن را با هیچ چیز نمی شود عوض می کرد چون می توان  خدا و زیبایی هایی را حس و لمس کرد و به یقین رسید که خدا چقدر زیباست و زیبایی ها را دوست دارد.

این کار برای شما راضی کننده است ؟ چه مادی و جه معنوی؟

بله کاری است که با وجودم و با عشق به آن می پردازم من عکاسی را به عنوان هنر می شناسم و از لحاظ مادی نمی توان در تمامی عرصه های هنری ؛ اثری را قیمت گذاری کرد « قدر گوهر را زرگر داند و بس» عکاسی جزی از زندگی من است و می توان این چنین گفت: که یک جوری با خونم عجین شده است و خداوند را شکر می کنم که این توانایی را به من عطا کرد که بتوانم گوشه ای از زیبایی های هستی را در معرض دید بندگانش به نمایش بگذارم.

۲

بهترین عکستان را کجا و با چه موضوعی گرفتید؟

یکی از افتخاراتم این است که اولین عکس و بهتری نسوژه که ثبت کردم با همان دوربین آنالوگ بود که هیچ وقت از یادم نخواهد رفت. موضوع عکس دختر بچه ابی در دل شقایق های زیبا با نگاه معصومانه که تمام حرفهای ناگفته اش را می شد از نگاهش خواند و بی آنکه دختر بچه حواسش به دوربین باشد با نگاهی به دور دست ها در عکس ثبت شد و آن عکس در چند جشنواره بین المللی و داخلی مقام آورد.

آیا در زمینه عکاسی تجاری هم فعالیت دارید؟

بله برای امرار و معاش خود مجبور هستم که در بعضی از پروه های صنعتی و هنری فعالیت کنم تا بتوانم با همت و تلاش بیشتر در راه پیشرفت عکاسی خود عقب نمانم تا از این مسیر پر پیچ و خم سربلند بیرون بیاییم.

آیا مجموعه های دولتی  و یا خصوصی در تهیه عکس از عکاسان حرفه ای استفاده می کنند؟

در مورد مجموعه های دولتی  بنده نمی توانم هیچ نظری بدهم زیرا هیچ وقت از دستگاه های هنری از لحاظ مادی حمایتی ندیدم و هیچ انتظاری از لحاظ مادی از آنها ندارم و به سمتشان نرفتم و نخواهم رفت چرا که جایگاه هنر و هنرمند خیلی مقدس تر از این است زمان برایم بسیار ارزشمند است و نمی خواهم ان را در راهی که هیچ نتیجه و سودی برای ندارد تلف کنم.

سخن پایانی….

در پایان ضمن تقدیر و تشکر از شما و همکارانتان که بنده را برای حضور در رسانه تان قابل دانستید، خرسندم که با عنایت پروردگار و خالق زیبایی ها با همکاری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی رشت و کارکنان زحمتکش این اداره توانستم زیبایی های الهی را در معرض دید هنر دوستان قرار دهم و در پایان می خواهم بگویم که من مدیون دعای پدر و مادر خود هستم چرا اگر این دو نعمت الهی در زندگی من نبودن من به این مرحله  نمی توانستم برسم.

به هیچ جا نرسیدیم، چون پرستوها

میان مبدا و مقصد فقط سفر کردیم

عضویت در خبرنامه
  • This field is for validation purposes and should be left unchanged.